علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
222
آيين حكمرانى ( فارسى )
سفيدرويى كه به آبروى او از ابر باران طلبند ، همو كه پناهگاه يتيمان و تكيهگاه بيوگان است . تباهشدگان خاندان هاشم به او پناه مىبرند و در جوار او در نعمت و برخوردارىاند . به خداى كعبه ، دروغ مىگوييد كه ما محمد صلّى اللّه عليه و إله را وامىگذاريم ، بىآنكه پيشاپيش او پيكار كنيم و بجنگيم [ و دروغ مىپنداريد كه ] او را وامىگذاريم مگر آنكه در پيرامون او بر زمين افتيم و از كودكان و زنان خود درگذريم « 1 » . آنگاه مردى از كنانه برخاست و اين اشعار را خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خواند : ستايش تو را سزاست ؛ ستايشى از جانب آنكه سپاس گزارد . به آبروى پيامبر بر ما باران نازل شد او آفريدگار خود خداى را خواند و در كنار اين دعا ، چشمان خويش نيز به آسمان دوخت . دمى نگذشت ، آن اندازه كه او رداى خود را افكند و به دعا شتافت و ما باران را ديديم كه از ابرهاى پرتراكم پيوسته بر ما فرو ريخت . بدينسان خداوند به بركت او خاندان مضر را نجات داد . او آنسان كه عمويش ابو طالب گفته است سفيدرويى خجسته بود . خداوند به بركت او ابرها را بدين سوى فرستاد ؛ اين چيزى كه ما خود به چشم ديديم و آن هم سخنى كه از ديگران به ما رسيده است . « 2 »
--> ( 1 ) . ابياتى است از بحر عروضى طويل : و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل يلوذ به الهلاك من آل هاشم * فهم عنده فى نعمة و فواضل كذبتم و بيت اللّه نبزى محمدا * و لما نقاتل دونه و نناضل و نسلمه حتى نصرع حوله * و نذهل عن ابنائنا و الحلائل ابن حجر در دو جاى كتاب خود تنها به اين ابيات اشاره كرده است . بنگريد به : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 2 ، ص 495 و ج 7 ، ص 194 . اما متن شعر ابو طالب را ابن هشام نقل كرده است . بنگريد به : ابن هشام ، السيرة النبويه ، ج 2 ، ص 108 - 116 - م . ( 2 ) . ابياتى است از بحر متقارب : لك الحمد و الحمد ممن شكر * سقينا بوجه النبى المطر دعا اللّه خالقه دعوة * و اشخص معها اليه البصر فلم يك الا كالقى الردا * ء و اسرع حتى رأينا المطر دفاق العزالى جم البعا * ق اغاث به اللّه عليا مضر -